تخفیف ویژه!
کد شناسه :94062

خواب هاي كاغذي

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب خواب هاي كاغذي - بخشي از كتاب: صدای باز و بسته شدن تفنگ بیدارم می کند. چیزی در نظرم آشنا نیست. نه بوی نای و نه زنگ تیرهای آهنی سقف پوسته پوسته شده و تار عنکبوت بسته! دلشوره هست، خیلی زیاد، اما توی تنم پیدایش نمی کنم؛ مدام جا عوض می کند. هیچ کس را نمی شناسم. حتما دوباره گم شده ام. امروز به چه اسمی صدایم می کنند، نمی دانم. مورمور انگشت هایم را، حالا که گذاشته ام شان روی گوش هایم، مثل صدایی که نیست، ولی شنیده می شود، حس می کنم. ریزریز تکانشان می دهم و زورکی بالا می آورم و روی شکم برآمده ام می خوابانم شان. هر دو با هم یخ می زنند. دوباره حامله ام! نیم خیز می شوم تا زخم هایم را در آینه ی پیری که بی حوصله، با گچ به دیوار پینه شده، برانداز کنم. جایی که نصب شده، نشان می دهد کسی که این را به دیوار زده، قدش به اندازه ی من کوتاه بوده و...