توضیحات کتاب آتش در آذر شهر - بخشی از متن: مثل عید فطر سال های پیش، قرار بود به خانه شان مهمان بیاید. از جمعیت که به کندی در حال پراکنده شدن بودند، جدا شد و قدم هایش را تند کرد.
دوست داشت به موقع برگردد و از مشهدی ( عزیز ) آقا و خانواده اش هنگام رسیدن استقبال کند.
-از نظر من، همین که ( جعفر ) آقا اهل کسب و کار حلال است و نمازخوان، بس است. البته نظر خود ایشان شرط است.
در همان حال مادر به دخترش نگاه کرده بود که دست پنهان شرم پلک هایش را به زیر انداخته بود. با آن که حدس می زد چه پاسخی خواهد شنید، پرسیده بود: دخترم حرفی داری بگو!
( ناهید ) سر تکان داده بود که با پدرش موافق است.
جعفر حلقه شدن دست مادر را بر دور انگشتش احساس کرده بود؛ همان انگشتش که دوست داشت حلقه نامزدی را برآن بنشاند؛ حلقه نامزدی اش با ناهید و...
( فروشگاه اینترنتی آثار بوک )
چکیده کتاب آتش در آذر شهر : این کتاب، از سری داستان های جذاب فارسی، نوشته ( محمدرضا اصلانی ) و بر اساس زندگی شهید ( مدنی ) می باشد.
- صفحه اصلی
- جستجو پیشرفته
- حساب من
- ناشران همکار
- کتاب فروشی ها
- درباره ما
-
اينترنتي
- اقتصاد،مديريت،كسب و كار
- ساير موضوعات
- ادبي،نقد،شعر
- دين،عرفان،فلسفه
- علوم اجتماعي و جامعه شناسي
- آشپزي و سفره آرايي
- حقوق و قانون
- نوجوان
- هنر
- آموزشي،اداري
- كودكان و نوجوانان
- داستان و رمان
- روانشناسي
- علوم سياسي
- تاريخ،جغرافيا،سفرنامه،زندگي نامه
- تازه ها
- ورزشي
- كودكان و نوجوانان-گروه سني الف (قبل از دبستان)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ب (اول ،دوم،سوم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ج (چهارم و پنجم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني د (دوره راهنمايي)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ه (دوره دبيرستان)
- بازي،اسباب بازي،سرگرمي
- كتاب گويا
- علم،دانش،تكنولوژي
- پزشكي
- پرفروش ها(كودك و نوجوان)
- زبان اصلي(اورجينال)
- در حال به روزرساني
- داستان و رمان ايراني
- داستان و رمان خارجي
- سينما و تئاتر
- معماري
- عكاسي،گرافيك،طراحي
- موسيقي
- خانواده و تربيتي
- ديني
- شعر
- پرفروش ها(بزرگسال)
0 نظر