کتاب الفبای لازاروس - بخشی از کتاب: در جنگهای چهارم، جهنم روی زمین آمده بود. آنقدر گرم بود که شغالها در دشت یکییکی آتش میگرفتند. شاید ضربالمثل شغالهای آتشگرفته از همان روزها سر زبانها افتاده بود. گروهبان ترکمان شش روز گم شده بود. وقتی سروکلهاش پیدا شد، با خودش تانکری مملو از خون و ادرار آورده بود. ماجرا از این قرار بود که او در یک کمین صبحگاهی پنجاه و سه سرباز دشمن را اسیر کرده بود. آن ها را به تانکر بسته بود تا محمولهی ارزشمندش را بکشند و بیاورند. کاری که سگهای سورتمهکش میکنند. اسیران ناتوان را میکشت و خونشان را میریخت درون تانکر. تا رسیدن به سنگرهای خودی فقط سیصد و شصت لیتر خون و ادرار جمع کرده بود و از شمار اسرا فقط هفت نفر باقی مانده بودند. آن تانکر و آب بازیافتیاش جان یک گردان را از مرگ نجات داد. همین قضیه باعث شد تا به « اکبر ترکمان » لقب « بردهسوار اول » را بدهند و...
- صفحه اصلی
- جستجو پیشرفته
- حساب من
- ناشران همکار
- کتاب فروشی ها
- درباره ما
-
اينترنتي
- اقتصاد،مديريت،كسب و كار
- ساير موضوعات
- ادبي،نقد،شعر
- دين،عرفان،فلسفه
- علوم اجتماعي و جامعه شناسي
- آشپزي و سفره آرايي
- حقوق و قانون
- نوجوان
- هنر
- آموزشي،اداري
- كودكان و نوجوانان
- داستان و رمان
- روانشناسي
- علوم سياسي
- تاريخ،جغرافيا،سفرنامه،زندگي نامه
- تازه ها
- ورزشي
- كودكان و نوجوانان-گروه سني الف (قبل از دبستان)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ب (اول ،دوم،سوم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ج (چهارم و پنجم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني د (دوره راهنمايي)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ه (دوره دبيرستان)
- بازي،اسباب بازي،سرگرمي
- كتاب گويا
- علم،دانش،تكنولوژي
- پزشكي
- پرفروش ها(كودك و نوجوان)
- زبان اصلي(اورجينال)
- در حال به روزرساني
- داستان و رمان ايراني
- داستان و رمان خارجي
- سينما و تئاتر
- معماري
- عكاسي،گرافيك،طراحي
- موسيقي
- خانواده و تربيتي
- ديني
- شعر
- پرفروش ها(بزرگسال)
0 نظر