تخفیف ویژه!
کد شناسه :67750

فلش

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
موجود نیست

كتاب فلش : بخشي از كتاب: ?راشل و همسرش تام، مدتي به دنبال صاحب فلش گشتند. منظورم اين است كه نمي‌توانيم آنها را سرزنش كنيم. هيچ كس دوست ندارد از يك خر مراقبت كند، به او غذا بدهد و تيمارش كند. اما به تدريج، روزها تبديل به هفته مي‌شوند و كم‌كم هفته‌ها هم تبديل به ماه مي‌شوند و ناگهان سال‌ها مي‌آيند و مي‌روند و فلش همچنان عضو ثابت مي‌ماند. اثر هنري حياط، او دوست دارد فلش را اين گونه بنامد. او از يك پروژه به يك حيوان دست‌آموز خانگي بدل شد، بعد عشق و دست آخر هم موهبت الهي. هديه. هديه‌اي كه اول نصيب راشل شد و از او به شما و به من رسيد. ونكته اين جاست كه فلش به راستي يك هديه است. هيچ وقت فكر نمي‌كردم دختري باشم كه سفره‌ي دلم را به روي خري باز كنم، ولي فلش قلب مرا دزديد، همين طور قلب سه پسرم را كه از همان ابتداي ديدنش تصميم گرفتند او حيوان خانگي‌شان باشد. به يادماندني‌ترين اوقاتي كه او با آن‌ها مي‌گذراند، زماني بود كه علاقه شديدي داشت درست پشت سرشان راه برود، پوزه‌اش را به شانه‌هايشان بمالد والتماس كند پوزهاش را برايش بمالندو نوازش كنند. فلش آن قدر سرش را به آنها نزديك مي‌كرد كه معمولا سرشان به هم مي‌خورد. آنها عاشق اين كار بودند، عاشق او بودند و....