کتاب وادی صنوبرهای لرزان - آن مرد پا به سن گذاشته ی زمستان چهره، در جوانی زن محبوبش یک فندک دو پون به اش هدیه داده بود. فندک در طی سال های سپری شده سوفار شعله و گازش هرز شده بود. پیچ و مهره اش هرز شده بود. گاز پس می داد. شعله اش کم و زیاد می شد. پت پت می کرد. حالا دیگر از تب و تاب افتاده بود و روشن نمی شد. فندک را در اتاق خواب، بغل دستش روی میز عسلی، کنار موبایل و عینک ریبن گذاشته بود. شب ها روی تختخواب به پشت دراز می کشید. دست می برد از روی میز برش می داشت. سیگارش را روشن می کرد، تق. صدای بسته شدن سرپوش دو پون. فندک را کنار موبایل و عینک می گذاشت و با اخم های درهم و برهم، در تاریکی به سیگار خاموش پک می زد و خاکستر سیگار روی قفسه سینه اش می ریخت و...
- صفحه اصلی
- جستجو پیشرفته
- حساب من
- ناشران همکار
- کتاب فروشی ها
- درباره ما
-
اينترنتي
- اقتصاد،مديريت،كسب و كار
- ساير موضوعات
- ادبي،نقد،شعر
- دين،عرفان،فلسفه
- علوم اجتماعي و جامعه شناسي
- آشپزي و سفره آرايي
- حقوق و قانون
- نوجوان
- هنر
- آموزشي،اداري
- كودكان و نوجوانان
- داستان و رمان
- روانشناسي
- علوم سياسي
- تاريخ،جغرافيا،سفرنامه،زندگي نامه
- تازه ها
- ورزشي
- كودكان و نوجوانان-گروه سني الف (قبل از دبستان)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ب (اول ،دوم،سوم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ج (چهارم و پنجم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني د (دوره راهنمايي)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ه (دوره دبيرستان)
- بازي،اسباب بازي،سرگرمي
- كتاب گويا
- علم،دانش،تكنولوژي
- پزشكي
- پرفروش ها(كودك و نوجوان)
- زبان اصلي(اورجينال)
- در حال به روزرساني
- داستان و رمان ايراني
- داستان و رمان خارجي
- سينما و تئاتر
- معماري
- عكاسي،گرافيك،طراحي
- موسيقي
- خانواده و تربيتي
- ديني
- شعر
- پرفروش ها(بزرگسال)
0 نظر