کتاب ردپای سکوت - بخشی از کتاب: به تصویر خودم در آینه نگاه کردم. اینکه این صدا از تصویر در آینه بود یا خودم، نمی دانم! با پاشیدن آبی به صورتم هجمه صداها قطع شد. سرم را بالا آوردم و دوباره دقیق تر به آینه نگاه کردم، به چشم های میشی و درشتم، به بینی و دهان نه بزرگ و نه کوچکم، به موهای خرمایی رنگم، به پوست سفید و کمی بی رنگم و البته یک نگاه سرد که نمی دانم از اول همراهم بود یا از اثرات زندگی با بهرام بود. نه... قیافه ام بدون آرایش بد نبود. حتی می توانستم بگویم زیبا هستم. راستش نمی دانم زیبایی را چطور معنا می کنند ولی بهرام با همین صورت و ظاهر شیفته من شد. کمی عقب رفتم و به سر تا پایم نگاه کردم. اندامم معمولی بود، نه زیاد چاق و نه زیاد لاغر، مثل خیلی از زن ها و...
- صفحه اصلی
- جستجو پیشرفته
- حساب من
- ناشران همکار
- کتاب فروشی ها
- درباره ما
-
اينترنتي
- اقتصاد،مديريت،كسب و كار
- ساير موضوعات
- ادبي،نقد،شعر
- دين،عرفان،فلسفه
- علوم اجتماعي و جامعه شناسي
- آشپزي و سفره آرايي
- حقوق و قانون
- نوجوان
- هنر
- آموزشي،اداري
- كودكان و نوجوانان
- داستان و رمان
- روانشناسي
- علوم سياسي
- تاريخ،جغرافيا،سفرنامه،زندگي نامه
- تازه ها
- ورزشي
- كودكان و نوجوانان-گروه سني الف (قبل از دبستان)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ب (اول ،دوم،سوم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ج (چهارم و پنجم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني د (دوره راهنمايي)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ه (دوره دبيرستان)
- بازي،اسباب بازي،سرگرمي
- كتاب گويا
- علم،دانش،تكنولوژي
- پزشكي
- پرفروش ها(كودك و نوجوان)
- زبان اصلي(اورجينال)
- در حال به روزرساني
- داستان و رمان ايراني
- داستان و رمان خارجي
- سينما و تئاتر
- معماري
- عكاسي،گرافيك،طراحي
- موسيقي
- خانواده و تربيتي
- ديني
- شعر
- پرفروش ها(بزرگسال)
0 نظر