کتاب شهسوار برباره باد - بخشی از کتاب: چنین گوید خداوند این اخبار که چون موکب «سلطانی» بدین قلعه رسید، آسوده نیاسوده، از پس ده روز، گروهی از قراولان خبر آوردند که فوجی سپاه از جانب مشرق رو به قلعه می آید. سلطان به دیده بانان دستور داد تا به حزمی تمام بر چکادهای قلعه بنشینند و به دربانان فرمود که بی فرمان او در بر کسی نگشایند. قلعه اما، در برهوت پرت افتاده بود برکران شکارگاه سلطانی و از اردوی لشگریان فاصله ای بس بعید داشت. از این قلعه تا شکارگاه دو فرسنگ راه بود و سلطان را عادت بود که هرسال به شکارگاهی در اطراف و اکناف ملک برود. در این سفر، سلطان لشگریان را به اردو فرستاد و با جمعی اندک از قراولان و شماری از خواتین و فرزندان و نوادگان رو به قلعه نهاد؛ چرا که ایمن بود از قلعه و از دیگر سو، بر جانب شمالی آن امیر «شهرو»، برادر «فرخنده خاتون»، سی و هفتمین زوجه سلطان «کوتوال» بود و...
- صفحه اصلی
- جستجو پیشرفته
- حساب من
- ناشران همکار
- کتاب فروشی ها
- درباره ما
-
اينترنتي
- اقتصاد،مديريت،كسب و كار
- ساير موضوعات
- ادبي،نقد،شعر
- دين،عرفان،فلسفه
- علوم اجتماعي و جامعه شناسي
- آشپزي و سفره آرايي
- حقوق و قانون
- نوجوان
- هنر
- آموزشي،اداري
- كودكان و نوجوانان
- داستان و رمان
- روانشناسي
- علوم سياسي
- تاريخ،جغرافيا،سفرنامه،زندگي نامه
- تازه ها
- ورزشي
- كودكان و نوجوانان-گروه سني الف (قبل از دبستان)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ب (اول ،دوم،سوم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ج (چهارم و پنجم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني د (دوره راهنمايي)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ه (دوره دبيرستان)
- بازي،اسباب بازي،سرگرمي
- كتاب گويا
- علم،دانش،تكنولوژي
- پزشكي
- پرفروش ها(كودك و نوجوان)
- زبان اصلي(اورجينال)
- در حال به روزرساني
- داستان و رمان ايراني
- داستان و رمان خارجي
- سينما و تئاتر
- معماري
- عكاسي،گرافيك،طراحي
- موسيقي
- خانواده و تربيتي
- ديني
- شعر
- پرفروش ها(بزرگسال)
0 نظر