کتاب کرکسان دهکده - «آلتین» وقتی می شنود «بگ محمد» برگشته از خوشحالی در پوست خود نمی گنجد. اما از جانب «جبار» هم نگران است. می ترسد که به کمک آدم هایش بلایی سر بگ محمد بیاورد، برای همین یک جا بند نمی شود و طول و عرض اتاق را گز می کند. منتظر برگشتن مادرش است که رفته چشم روشنی به «هاجر» بگوید و برگردد. اگر دست خودش بود بال می زد و می رفت تا خودش هم به دلداده اش خوش آمد بگوید. چقدر حرف داشت برای گفتن. هیچ وقت نتوانسته بود آن چه را که در دل داشت برای او بگوید و...
- صفحه اصلی
- جستجو پیشرفته
- حساب من
- ناشران همکار
- کتاب فروشی ها
- درباره ما
-
اينترنتي
- اقتصاد،مديريت،كسب و كار
- ساير موضوعات
- ادبي،نقد،شعر
- دين،عرفان،فلسفه
- علوم اجتماعي و جامعه شناسي
- آشپزي و سفره آرايي
- حقوق و قانون
- نوجوان
- هنر
- آموزشي،اداري
- كودكان و نوجوانان
- داستان و رمان
- روانشناسي
- علوم سياسي
- تاريخ،جغرافيا،سفرنامه،زندگي نامه
- تازه ها
- ورزشي
- كودكان و نوجوانان-گروه سني الف (قبل از دبستان)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ب (اول ،دوم،سوم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ج (چهارم و پنجم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني د (دوره راهنمايي)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ه (دوره دبيرستان)
- بازي،اسباب بازي،سرگرمي
- كتاب گويا
- علم،دانش،تكنولوژي
- پزشكي
- پرفروش ها(كودك و نوجوان)
- زبان اصلي(اورجينال)
- در حال به روزرساني
- داستان و رمان ايراني
- داستان و رمان خارجي
- سينما و تئاتر
- معماري
- عكاسي،گرافيك،طراحي
- موسيقي
- خانواده و تربيتي
- ديني
- شعر
- پرفروش ها(بزرگسال)
0 نظر