تخفیف ویژه!
کد شناسه :94252

هنوز شب بود

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب هنوز شب بود - بخشي از كتاب: پرده را كنار زدم. درازترين شب شهر بود. پنجره اي آن سو تر پر از سايه هاي رقص و هياهو بود. روبه روي پنجره، اين سوي خيابان در تاريكي ديوار مردي ايستاده بود خيره به پنجره ي شاد. به سختي مي شد چهره اش را ديد. ابر سفيد آه مرد، چهره ي تاريكش را پوشاند كه دلم گر گرفت و پرده را رها كردم. جرعه اي چاي نوشيدم. خواستم سيگار بكشم ديدم نه، نكشيدم. جلوي تلويزيون روي مبل ولو شدم و زير پتو خزيدم. شبي سرد بود و خوابي گرم مرا درربود. صبح كه پرده را كنار زدم برف زمين را پوشانده بود. روز خاكستري كوچه خلوت بود. آن پنجره تاريك بود. اين سوي خيابان يك جفت جاي پا برجا بود و...