تخفیف ویژه!
کد شناسه :94164

به خداي ناشناخته

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب به خداي ناشناخته - بخشي از كتاب: هنگامي كه محصولات مزرعه ي «جوزف وين» نزديك پيتسفورد در ورمونت انبار شد و براي زمستان هيزم بريدند و نخستين برف سبك زمين را سفيدپوش كرد، يك روز غروب جوزف وين به سمت صندلي راحتي كنار بخاري ديواري رفت و مقابل پدرش ايستاد. اين دو مرد شبيه هم بودند. هر دو بيني بزرگ و كشيده و گونه هاي استخواني برآمده داشتند؛ گويي صورت هايشان ازماده اي سخت تر و ماندگارتر از گوشت و پوست ساخته شده بود؛ چيزي سنگ مانند كه به آساني دگرگون نمي شد. ريش «جوزف» سياه و نرم و چنان كم پشت بود كه طرح چانه اش از زير آن ديده مي شد و...