تخفیف ویژه!
کد شناسه :94055

خاطرات يك ولگرد

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب خاطرات يك ولگرد - بخشي از كتاب: با وجود نور اندكي كه از هلال باريك ماه بر پهنه ي تپه و محيط اطراف مي تابيد، اما تاريكي شب سراسر تن دشت را در خود فرو برده بود. تنها صدايي كه مي توانست با ضرب و زور، كمي در ديوار سنگين و سخت سكوت محض رسوخ كند، ترق و توروق چوب هايي بود كه در آتش، نيم سوز شده بودند. سرباز ته نيزه را روي زمين گذاشته و در حالي كه آن را به شانه ي خود تكيه داده بود، دست هايش را از دو سوي نيزه عبور داده و روي آتش كوچكي كه درست كرده بود به هم مي ماليد، تا شايد بتواند اندكي از كرختي و سوزش سرماي جا خوش كرده در تن و پنجه هايش، بكاهد. اما همچون تمام اتفاقات و لحظات تلخ و سختي كه پشت سر هم رديف مي شوند تا زندگي را در زماني كه خسته و رنجور مصائب مختلف مي باشي، برايت دشواركنند؛ حرارت نيز، بيشتر موجب تير كشيدن و گز گز دست هاي يخ كرده ي او، شده بود و...