تخفیف ویژه!
کد شناسه :93530

قصه هاي جورواجور 4-عكاس باشي

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب قصه هاي جورواجور 4-عكاس باشي - فلاش را به دستش دادم زيرو رويش را نگاه كرد. گفت: فلاشي كه مي گفتي اينه؟ بابا گفت: پس ديگر مسئله حل است. رفتيم تو و آماده شديم. بابا بزرگ همان ژستي را گرفت كه بابا گفته بود. من هم كنار بابابزرگ ايستادم. عكاس آدم پر حرفي بود. همين طور كه يك ريز حرف مي زد: از اين كه فلان جا از فلان متهم چه طوري عكس گرفته و توي چند حادثه رانندگي اولين عكاسي بوده كه سر رسيده و اين حرف ها. زياد هم از اين كه من كنار دست بابا بزرگ ايستاده بودم راضي به نظر نمي رسيد. خيلي خب... حالا اين جا را نگاه كنيد. خوب است، خوب است، بالاتر، اين ور تر... هم زمان با صداي تلك دوربين نور شديد فلاش همه جاي اتاق را براي يك لحظه روشن كرد: تمام و عكاس رفت پي كارش و...