تخفیف ویژه!
کد شناسه :93399

روزي روزگاري آناتولي

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب روزي روزگاري آناتولي - بخشي از متن - هميشه حوالي ظهر پيدايش مي شد؛ پيش از غروب آفتاب، پيش از آن كه خيابان ها با نوري خاكستري روشن شوند. و پيش از آن كه چراغ هاي اتاقم را روشن كنم. از معبر باريك مقابل دفتر كارم واز ميان بوته هايي كه دو طرف آن معبر را پوشانده اند، وارد خيابان اصلي مي شد. من پشت پنجره ايستاده و از لاي پرده در حالي كه نفسم را در سينه حبس كرده بودم، راه رفتنش را تماشا مي كردم هر روز همين ساعت... حتي با لغو مهم ترين جلسات كاري. با اين حال گمان نكنيد آدم عاشق پيشه اي هستم. برعكس، بسيار منطقي ام؛ كسي كه با احساساتش در نهايت عقلانيت برخورد مي كند و...