تخفیف ویژه!
کد شناسه :93234

مسحور

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب مسحور - بخشي از كتاب: اينجا مکاني افسون شده است. بقيه نمي بينند، اما من مي بينم. تک تک آجرهاي دودزده، راهروها و دالان ها را مي بينم: دالان هايي که به پله هاي مخفي مي رسند، پله هايي که به برج هاي سنگي ختم مي شوند، برج هايي که به پنجره ها مي رسند و پنجره هايي که به آسمان بي کران و شفاف باز مي شوند. تالار را مي بينم که لوله هاي کدر و پر از سم بر زمينش پيچ و تاب مي خورد، تالاري خالي که انتظار مي کشد تا انگشت رئيس زندان دکمه هاي قرمز را فشار دهد. هزارتوهاي مخفي را زير زمين مي بينم که از قوطي هاي فلزي زنگ زده انباشته شده اند، قوطي هايي که کوزه هاي خاکستر مردگان را در دل خود مخفي کرده اند. کوزه ها خاکستر مردگان را بر زمين مي پاشند، امواج رودخانه آن را با خود مي بردند تا خاک چمن را غني کنند و چمن به آسمان سلام مي کند. پرندگاني را مي بينم که با کاکل لطيفشان از آسمان بر زمين مي افتند. اسب هاي زريني را مي بينم که در اعماق زمين مي تازند و گرما همچون فلزي مذاب از پشت شان بخار مي کند. مخفي گاه آدم کوچولوهاي چکش به دست را مي بينم و کوتوله هاي وراجي را که با صداي تيک تيک سرد شدن کوره به رقص و پايکوبي مشغول اند و...