تخفیف ویژه!
کد شناسه :93173

من زنده ماندم 2-جدال با كوسه

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب من زنده ماندم 2-جدال با كوسه - بخشي از كتاب: ناخدا گفت: «چند دقيقه دوروبرم پرسه زد، خيلي آروم چرخيد و چرخيد انگار داشت باهام بازي مي کرد. کم کم نزديک تر اومد، تا اين که تونستم چشماشو ببينم» سپس نجوا کنان گفت: «چشماش مثل زغال سياه بودن. چشماي قاتل» ناخدا از پنجره بيرون را نگاه کرد، گويا منتظر بود که کوسه را با آرواره هاي باز از هم که روبروي شيشه به هم فشرده شدند ببيند. ناخدا يک دقيقه قبل از اين که دوباره شروع به حرف زدن کند به آرامي تکرار کرد: «چشماي قاتل» پسرها که از تعجب دهانشان بازمانده بود منتظر شنيدن بقيه داستان بودند و...