تخفیف ویژه!
کد شناسه :92665

بيو بيو بيو

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب بيو بيو بيو - بخشي از كتاب: الان، همين ساعت است كه صدمه، دي معيوب دارد اين جا حي و حاضر مي شود؛ من تا نبينمش كه باورم نمي شود كه خواب نديده ام. محال ممكن كه مي گويند، همين است؛ لاك پشتي آمد و گذشت. حالا بايد بروم جلويش دربيايم. همين دمان پسرش يعقوب آمد پاي آيفون گفت: او را توي آسانسور مي گذارد و مي رود پي كارهاي عقب مانده اش. از كي مي خواهيم بزنيم جلو؟ خلاصه، اين كه شب مي آيد توي عروسي مي جنبد و مي بازد. پس از صداي دزديگرش صداي بيق بيق بوقش مي آيد، اين را هم يادش نرفت نگويد كه مادرش را مي خواستم چه كار ، با اين احوال مريض، چرا بي سرو صدا اصلا؟ و...