تخفیف ویژه!
کد شناسه :90847

كتاب آدم هاي غايب

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب كتاب آدم هاي غايب - بخشي از متن - خان بابا دكترم سه شب قبل از رفتن به قلعه باغ پيغام فرستاد كه سر شب به كتابخانه اش بروم. پيغامش كه به من رسيد، رفتم و از پشت نرده هاي بالاخانه حياط را تماشا كردم. شايد دو مرتبه پيدايش مي شد و دست به كمر دور باغچه ها قدم مي زد و گل سرخ هاي پيونديش را تك تك وارسي مي كرد. پلاسيده هايشان را با دقت و وسواس مي چيد و توي سطل پلاستيكي سبزي مي انداخت كه بعد از عيد براي همين كار خريده بود. تازه شكفته هايشان را ميان انگشت هايش نگه مي داشت، سرش را به عقب مي كشيد و با غرور "حشمت نظامي" تماشايشان مي كرد. اما توي حياط پرنده هم پر نمي زد. هنوز آنقدر تاريك نشده بود كه چراغ ها را روشن كنند و..