تخفیف ویژه!
کد شناسه :89856

ديوار

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
موجود نیست

كتاب ديوار - بخشي از كتاب: ما را در اتاق دنگال سفيدي هل دادند. چشم هايم را روشنايي زده بود و به هم مي خورد. بعد يك ميز و چهار نفر را پشت آن ديدم: اين ها غير نظامي بودند و كاغذهايي را وارسي مي كردند. زندانيان ديگر را در ته اتاق جمع كرده بودند و ما بايستي تمام طول اتاق را طي كنيم تا به آن ها ملحق شويم. بسياري از آن ها را مي شناختم ولي بعضي ديگر به نظرم خارجي آمدند. دو نفر از آن ها را مي شناختم ولي بعضي ديگر به نظرم خارجي آمدند. دو نفر از آن ها كه جلو من بودند و بور بودند و كله گرد داشتند، شبيه يكديگر بودند: حدس زدم كه فرانسوي باشند. آن كه كوچكتر بود هي شلوارش را بالا مي كشيد: عصباني بود. نزديك سه ساعت طول كشيد، من منگ شده بودم و سرم خالي بود و...