تخفیف ویژه!
کد شناسه :89675

طبقه ي وحشت

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب طبقه ي وحشت - آسانسور ايستاد و در با غژ غژي ديگر باز شد. «الكس» سرش را كج كرد. گيج شده بود به جاي زيرزمين راهروي ناشناسي روبه رويش قرار داشت. به صفحه نمايش ديجيتال بالاي آسانسور نگاه كرد: طبقه چهار. با انگشت اشاره اش دوباره دكمه ي زيرزمين را فشار داد و فكر كرد: حتما خراب شده. آسانسور از جايش تكان نخورد. الكس از سر نااميدي آهي كشيد و با خودش گفت: آخرش هم مجبورم از پله ها برم. از آسانسور بيرون رفت و به سمت پله ها قدم برداشت . راهروي طبقه چهارم درست مثل طبقه ي هشتم بود اما خيلي خيلي تاريك تر. نگاهي به چراغ هاي راهرو انداخت كه ببيند چندتايشان سوخته اند. همه روشن بودند! به دليل عجيبي كه نمي دانست چيست چراغ ها آن جور كه بايد نمي تابيدند. انگار تاريكي آن راهروي خاص غليظ تر از تاريكي هاي معمولي بود. سعي كرد به عرق سردي كه روي تنش مي نشست توجهي نكند و...