تخفیف ویژه!
کد شناسه :89614

مه جبين

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
موجود نیست

كتاب مه جبين - بخشي از كتاب: در حالي كه قهقهه مي زد، انگشتان ظريفش را روي دست «مه جبين» گذاشت و چشمك زد. امشب فهميدم يه ديوونه ي واقعي هستي دختر. نترسيدي كار دستت بده؟ بيچاررو بدجور سنگ رو يخ كردي. چشمانش از شدت خنده هاي مستانه به اشك نشسته بود. روي صندلي پايه بند فلزي تكان مي خورد. كنترلي روي صدايش نداشت. حقش بود پسره ي تهي مغز ديوونه. ول كن نبود بايد يه جوري گوشي رو مي دادم دستش! فكر كردم ازش خوشت اومده، خيلي توداري مه جبين. پسراي اينجا جنبه ي عشق و حال ندارن «بارانا». بارانا با خنده پشت دست مه جبين زد. واسه همين چيزاست كه نمي شه بهشون اعتماد كرد ولي لو ندادي حواسم بود داشتي از همايون تعريف مي كردي و...