تخفیف ویژه!
کد شناسه :89475

عشق كوتاه فراموشي بلند

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب عشق كوتاه فراموشي بلند - بخشي از متن - وقتي هيچ مرد جوان يا پيري نبود تا بجنگد، پسرها فرياد كشيدند: (اين سرباز جوان يك كودك سرباز بود) "ويكتور دالمائو" آن سرباز و زخمي هاي ديگري كه از كاميون حمل آذوقه بيرون كشيده بودند را تحويل گرفت و همچون الوار روي حصيرهايي قرار دارد كه روي كف سيماني و سنگي ايستگاه شمالي قرار داشت. در آن جا، وسايل نقليه انتظار مي كشيدند تا آن ها را به مراكز بيمارستاني منتقل كنند. پسرك بي زحمت دراز كشيد، نگاه آرام كسي را داشت كه فرشتگان را به چشم ديده بود و حالا از هيچ چيز واهمه نداشت و...