تخفیف ویژه!
کد شناسه :88988

قلعه حيوانات

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب قلعه حيوانات - بخشي از متن - "آقاي جونز" صاحب مزرعه مانر بود. او مثل هر شب، در چوبي مرغداني را قفل مي كرد، اما از |آن جا كه در مصرف نوشيدني افراط كرده بود و حال خودش را نمي فهيمد، يادش رفت كه دريچه ي بالاي در را هم ببندد. فانوسي در دستش بود. مسافت حياط را طي كرد. سرش گيج و منگ بود. پشت در خانه كه رسيد، كفش ها را يكي پس از ديگري از پا درآورد و هر كدام را به سويي پرت كرد. دوباره به آشپزخانه رفت و ليوانش را از آبجو پر كرد و به سوي اتاق خواب رفت. خانم جونز ساعتي پيش خوابيده بود و حالا صداي خروپفش به گوش مي رسيد. حيوانات همه منتظر بودند و وقتي ديدند چراغ اتاق آقاي جونز خاموش شد و مطمئن شدند كه آن ها به خواب رفته اند و دست به كار شدند و...