تخفیف ویژه!
کد شناسه :86508

افسانه ي باباياگا

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب افسانه ي باباياگا - بخشي از كتاب - غروب كه مي شود توي جمجمه ها شمع روشن مي كنم. نور نارنجي شمع ها از ميان از ميان حفره هاي خالي چشم ها به بيرون مي تابد. يواش يواش سرو كله مرده ها هم پيدا مي شود. آن دورها توي افق مثل غبار به نظر مي رسند، اما همين طور كه روي زمين سنگلاخي تلوتلوخوران به سمت خانه ما مي آيند، سرو شكل پيدا مي كنند. بچه تر كه بودم دوست داشتم حدس بزنم چه شغلي داشته اند، چه حيوان خانگي نگه مي داشته اند، اما حالا بعد از دوازده سال كه از عمرم مي گذرد، ديگر اين بازي برايم جذاب و جالب نيست و...