تخفیف ویژه!
کد شناسه :77869

ماجرای یک روز آفتابی

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

کتاب ماجرای یک روز آفتابی : بخشی از کتاب- پشت گربه را نوازش می کرد. گربه دوست داشت روی رختخوابی از گل های نرگس بخوابد.آن روز برای گربه روز خوبی بود. سرمای آب درست همان چیزی بود که شگ دوست داشت. وقت هایی که هوا گرم می شد، سگ می نشست توی استخر بچه ها که دوستش برت آن را پر از آب کرده بود و...