تخفیف ویژه!
کد شناسه :10518

چشمهایش

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

کتاب چشمهایش : بخشی از کتاب- شهر تهران خفقان گرفته بود، هیچ کس نفسش درنمی آمد؛ همه از هم می ترسیدند، خانواده ها از کسانشان می ترسیدند، بچه ها از معلمین شان، معلمین از فراش ها، و فراش ها از سلمانی و دلاک؛ همه از خودشان می ترسیدند، از سایه شان باک داشتند. همه جا، در خانه، در اداره، در مسجد، پشت ترازو، در مدرسه و در دانشگاه و در حمام مامورین اگاهی را در پی خودشان می دانستند و...