کتاب چشمه ی شیطان : بخشی از کتاب: هوای سطح جاده گرفته و مهآلود بود. صداهایی از دور شنیده میشد، مثل وقتیکه پارس سگی از فاصله دور در باد گذرنده شبیه به سرفههای پیرمردان قویهیکل میشود. در کنار جاده خاکی جز دو نفر که آرام میرفتند هیچ عابری به چشم نمیخورد. هوا سنگین و دید چشم ناتوان بود. سکوت مرموزی همهجا را اشغال کرده بود. گویی که همهچیز منجمد میشد. گاهی درشگه ایاز کنار آنان میگذشت و خیلی آرام در مه صبحگاهی ناپدید میگشت. هر دو عابر خسته بودند. تا آن ساعت مسافت زیادی را پیاده طی کرده بودند. یکی از آن دو جمال نام داشت، مردی میانسال و لاغراندام که چابک و خستگیناپذیر مینمود. به همراه او مارال تنها دخترش میآمد. او بقچهای در دست داشت که گاهی آن را زیر بغل میزد. خسته بود و پدرش این را میدانست و...
- صفحه اصلی
- جستجو پیشرفته
- حساب من
- ناشران همکار
- کتاب فروشی ها
- درباره ما
-
اينترنتي
- اقتصاد،مديريت،كسب و كار
- ساير موضوعات
- ادبي،نقد،شعر
- دين،عرفان،فلسفه
- علوم اجتماعي و جامعه شناسي
- آشپزي و سفره آرايي
- حقوق و قانون
- نوجوان
- هنر
- آموزشي،اداري
- كودكان و نوجوانان
- داستان و رمان
- روانشناسي
- علوم سياسي
- تاريخ،جغرافيا،سفرنامه،زندگي نامه
- تازه ها
- ورزشي
- كودكان و نوجوانان-گروه سني الف (قبل از دبستان)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ب (اول ،دوم،سوم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ج (چهارم و پنجم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني د (دوره راهنمايي)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ه (دوره دبيرستان)
- بازي،اسباب بازي،سرگرمي
- كتاب گويا
- علم،دانش،تكنولوژي
- پزشكي
- پرفروش ها(كودك و نوجوان)
- زبان اصلي(اورجينال)
- در حال به روزرساني
- داستان و رمان ايراني
- داستان و رمان خارجي
- سينما و تئاتر
- معماري
- عكاسي،گرافيك،طراحي
- موسيقي
- خانواده و تربيتي
- ديني
- شعر
- پرفروش ها(بزرگسال)
0 نظر