تخفیف ویژه!
کد شناسه :73136

ريگانت(3)ريون هارت

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
موجود نیست

كتاب ريگانت(3)ريون هارت : بخشي از كتاب: چيزي به غروب نمانده بود، لانوار به سنگ تيكه داد و نشست. آخرين بارقه‌هاي آفتاب او را در حمامي از طلا فرو بردند. خورشيد زمستاني و رو به افول، گرماي اندكي داشت و تماشاي اين روشني از ميان پلك‌هاي بسته‌اش حال او را خوش مي‌كرد. لانوار چشمانش را گشود و هيبت درشت جيم گريماچ را ديد كه به او زل زده بود. گفت: (بذار ببرمت پيش ويرد، لن، اون زن چند تا طلسم باستاني برايت مي‌خونه و شفات مي‌ده.) (يكم ديگه دوست من. الان مي‌خوام كمي اين‌جا استراحت كنم تا نيروم برگرده.) گريماج ناسزايي گفت و دور شد. بند دور شانه‌اش را گشود و قداره‌ي بزرگش را از پشت سر باز كرد. قبضه‌ي سياه حدود يك فوت طول داشت و دسته‌ي آن با قبه‌ي آهني كروي شكلي تزئين شده بود و...