تخفیف ویژه!
کد شناسه :72925

قصه هاي فندقي-يك عالمه پنجره

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب قصه هاي فندقي-يك عالمه پنجره : بخشي از كتاب: شب بود. پيشي كوچولو كنار مادرش توي خيابان، زير يك پل، دراز كشيده بود. مادر پيشي خواب خواب بود؛ امّا پيشي بيدار بود. از زير پل به ساختمان بلندي كه يك‌عالمه پنجره داشت، نگاه مي‌كرد. پيشي به پنجره‌ي اولّي نگاه كرد و گفت: (حتما يك دختر كوچولو توي آن خانه بيدار است و بازي مي‌كند. كاش مي‌شد من هم با او بازي كنم!) ولي هنوز حرفش تمام نشده بود كه چراغ آن پنجره خاموش شد. پيشي گفت: (حيف! دختر كوچولو خوابيد.) و...