کتاب تیرانداز درازکش : خورخه لوئیس بورخس، در همان زمان خودش، حرکت ادبیات را به سمت هرجومرج متذکر شده بود. میگفت (تمایل عمومی به حذف شخصیتها و استدلالاتی است که تا به امروز کارکردشان حفظ انسجام و یکدستی داستان بوده است.) او این صفات نیکو را در کانون ژانر پلیسی باز مییافت؛ تنها ژانری که ساختار رخدادمحور سهگانهی آن را نیز نمیتوان با لذت از آن جدا کرد، ساختاری سهگانه با شروعی مشخص، پیشروی روایی مبتنی بر روابط علّی و پایانبندی واقعی. دلیل این نوع برخورد او با ژانر پلیسی این است که او هم، بهعنوان ناظری هوشمند در حوزهی تاریخ ادبیات، مثل بسیاری دیگر فکر میکند این رگهی بسیار قاعدهمند ادبیات شایستهی ستایش دستاندرکاران جریان اصلی ادبیات است و...
0 نظر