تخفیف ویژه!
کد شناسه :72663

طريق بسمل شدن

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
موجود نیست

كتاب طريق بسمل شدن : طريق بسمل شدن در بستر جنگ ايران و عراق و در خط مقدم جبهه روايت مي‌شود. در متن داستان، ستوان قصه مدام از بسمل شدن سخن به ميان مي‌آورد. «تو كه مي‌داني من نام يك پرنده هستم، نام يك پرنده را بر خود نهاده‌ام! و پرنده نابود نمي‌شود، بسمل مي‌شود.» دولت‌آبادي اين اثر را در فاصله‌ي سال‌هاي 1383 تا 1385 نگاشته است. در بخشي از داستان مي‌خوانيم: «"عطش... العطش، يا مولا!" "اما من... من... چه تنهايي غريبي! و سكوت... اين سكوت... اين سكوت! هميشه فاجعه بعد از سكوت رخ مي‌دهد. دشمن چنبره زده است در مدار يكصد و هشتاد درجه. اگر پيش‌روي كند ديگرانِ ما زير شني‌هاي تانك‌هايش خرد و نابود مي‌شوند؛ اگر عقب‌نشيني كند، از روي نعش ما بايد بگذرد و مي‌گذرد. پس بايد فكر كنم به اينكه متلاشي شود، دشمن متلاشي مي‌شود. از آسمان فقط مي‌توانم آرزوي نابودي داشته باشم. نبايد به قلبم اجازه بدهم به جاي مغزم فكر بكند. من بايد مثل يك جنگجو فكر كنم. اينجا من يك جنگجو هستم. يك رزمجو. بايد به كشتن فكر كنم و به كشته نشدن. وقتي به خودم تلقين مي‌كنم كه يك جنگجو هستم، يك رزمنده، پس بايد به كشتن فكر كنم و به كشته نشدن. وقتي به خودم تلقين مي‌كنم كه يك جنگجو هستم، يعني برائت اعلام مي‌كنم از ديگر جنبه‌هاي وجود خودم. پس به خوانده‌هايم و ادراكم هيچ نمي‌انديشم مگر در آنچه به تاريخ مربوط مي‌شود. فقط تاريخ؛ چون -فرق نمي‌كند- همان... تاريخ... خون‌ريزگاه؛ پس نبايد اجازه بدهم قلبم جاي مغزم را بگيرد. كشته مي‌شوند، كشته مي‌شويم؛ همين! اما... نمي‌توانم اين جوان هنوز نوخط را خلاص كنم از عطش مرگ‌باري كه دچارش مانده است.»