تخفیف ویژه!
کد شناسه :69695

مامور Z1 با جنگجوي نقاب دار روبرو مي شود

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب مامور Z1 با جنگجوي نقاب دار روبرو مي شود : بخشي از كتاب: ?درست وقتي توي رختخواب دراز كشيدم، متوجه شدم كه يك چيزي اذيتم مي‌كند. اول فكر كردم سنگ‌ريزه است، يا تكه‌هاي نان خشك. هر جور آت و آشغالي زير اين لحاف پيدا مي‌شود. دليلي نداشت كه خودم را به زحمت بيندازم و بلند شوم و ملافه را بتكانم. سعي كردم با لگد كنارشان بزنم و گوشي را به گوشم بگذارم و موزيك گوش بدهم و چرت بزنم. و آن وقت بود كه تكان خوردند، دور قوز كم، روي پايم و بين انگشت‌هايم مي‌لوليدند. گوشي‌ها را از گوشم در آوردم و پايم را عقب كشيدم و لحاف را كنار زدم. حداقل صد تا كرم توي تختم بودند، گلي و صورتي و جنبان. پنجره را باز كردم و توي هواي سرد نفس عميقي كشيدم تا جلوي بالا آوردنم رابگيرم وقتي شكمم آرام گرفت، راه افتادم و رفتم پاگرد و بعد از پله‌ها پايين رفتم. مامان جلوي تلويزيون نشسته بود. لباس خواب سبز فسفري‌اش را پوشيده بود و بيگودي به سرش بسته بود. شبيه يكي از ساكنان سياره‌ي اپسيلون شده بود و...