تخفیف ویژه!
کد شناسه :69585

باغ اناري

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب باغ اناري : بخشي از كتاب: ?از راهرو مدرسه، صداي پاي ناظم اخمو به گوش نمي‌رسيد. صداي خنده‌هاي چاكرمنشانه‌ي رييس هم شنيده نمي‌شد - آموزگار پير به ياد‌داشت كه هميشه خنده‌هاي رييس را چاكرمنشانه وصف كرده بود- از آن گذشته، از داخل راهرو و از فضاي كلاس‌هاي ديگر نه آواي «آب - بابا - آب» شاگردي شنيده مي‌شد نه صداي «كره خراساكت بنشين» معلمي، آموزگار پير به در بسته‌ي كلاس نگاه كرد. يادش بود كه در را خودش بلافاصله پس از ورود به كلاس بسته بود. به طرف پنجره رفت. علي براتياني، شاگرد تنهاي كلاس، مداد را روي دفتر مشقش گذاشت و زير لب به گونه‌اي كه فقط خودش مي‌فهميد شروع كرد به خواندن آهنگ «لالالالا گل پونه ...» آموزگار پير بار ديگر از ترك‌هاي شيشه، حياط را نگريست؛ آسمان دودي رنگ بود. پسرك همچنان مشست در جيب، رو به كلاس سوت مي‌زد و همان صداي گريه‌ي كودك از كوچه‌هاي دوردست، بادبادك را در هوا تعقيب مي‌كرد. علاوه بر اين، درخت تاغ تشنه، شاخه از تعظيم باد صبحگاهي هنوز برنداشته بود. آموزگار پير برگشت، كنار تخته سياه ايستاد، خواست چيزي روي تخته بنويسد اما باز پرسيد:«كلاس چند‌مي؟!» و...