تخفیف ویژه!
کد شناسه :69579

مرد ناشناس

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب مرد ناشناس : بخشي از كتاب: ?زماني يكي از دوستان رايان به او گفته بود: «درسته، ولي عوضش اين طوري كسي باهات بدرفتاري نمي‌كنه.» رايان هم در جواب گفته بود: «نمي‌دونم، با اين اوضاع و احوال، شايدم وقتشه كه يك نفر باهام بدرفتاري كنه.» اين مكالمه چند سال قبل انجام شده بود. رايان از اين مكالمه به عنوان تلنگري ياد مي‌كرد كه موجب شده بود تنبلي را كنار بگذارد و تلاش كند. خواهرش رايان را به محل برگزاري حراج ماشينهاي اداره‌ پليس ديترويت رساند. رايان يك فورد كوگر دو رنگ - سفيد و بلوطي - مدل ???? به قيمت دويست و پنجاه دلار خريد. خواهرش از آن ماشين خوشش نمي‌آمد چون روي در سمت راننده جاي چهارتا گلوله بود. رايان جاي گلوله‌ها را نه تنها ايراد نمي‌دانست، بلكه از آنها خوشش هم آمده بود و...