تخفیف ویژه!
کد شناسه :69039

نبرد هيولاها(39)كرستور، هيولاي ويرانگر

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب نبرد هيولاها(39)كرستور، هيولاي ويرانگر : بخشي از كتاب: اسب پاهاي عقبش را با سرعت روي لبه‌ي پرتگاه تكان مي‌داد و به صخره‌ها فشار مي‌آورد تا خود را به طرف بالا هل دهد. طوفان سرش را تكان مي‌داد و با چشمان وحشت‌زده‌اش به اطراف نگاه مي‌كرد. تام گفت: «طوفان! خودت را نگه‌دار.» كف دستش عرق كرده بود و افسار در دستش ليز مي‌خورد. تام دندان‌هايش را بر هم فشرد و با آنكه تسمه‌هاي چرمي دستش را زخم مي‌كردند، آنها را محكم‌تر در دستش فشرد. عضلاتش به شدت درد گرفته بودند. النا با درماندگي گفت: «تام! من ديگر بيشتر از اين نمي‌توانم نگه دارم...» و ناگهان جيغ كشيد و افسار از دستش رها شد. تام ديد كه تسمه‌ي چرمي دست هم‌رزمش را به شدت بريده است و انگشتانش مانند چنگال پرندگان خميده شده‌اند. النا فرياد زد: «متأسفم. دست‌هايم!» و...