تخفیف ویژه!
کد شناسه :68390

بدخواهي

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب بدخواهي : وقتي سؤال‌ها تمام شد، كارآگاه گفت از يكي از دستيارانش مي‌خواهد كه مرا به خانه برساند. اگر دست خودم بود، ترجيح مي‌دادم پيش ري بمانم، اما به نظر مي‌رسيد كه قبلاً والدينش را خبر كرده بودند و كسي در راه بود كه ري را پيش آنها ببرد. وقتي تدريجاً از شوك پيدا شدن جسد هيداكا بيرون آمدم، حس كردم موجي از خستگي روي بدنم سنگيني مي‌كند. وقتي به اين فكر كردم كه بايد اين همه راه را تا ايستگاه پياده بروم، سوار قطار شوم و به خانه بروم، در درون احساس ناراحتي كردم. تصميم گرفتم پيشنهاد پليس را مبني بر اينكه مرا به خانه برسانند، بپذيرم. تعداد زيادي نيروي پليس هنوز بيرون اتاق بود كه بيشترشان در انتهاي سالن اين طرف و آن طرف مي‌رفتند. دري كه به دفتر كار هيداكا راه داشت، باز بود، اما نتوانستم داخل اتاق را ببينم، و فكر كردم جسد قبلاً از آنجا برداشته شده است و...