کتاب مهمان صخره ها- خاطرات سرهنگ خلبان محمد غلامحسینی : تازه دیپلم گرفته بودم و دنبال کار میگشتم. سال ????، سال خوبی برایم نبود. پشت کنکور مانده بودم و نمیدانستم چه تصمیمی برای آیندهام بگیرم. شب و روز، با خودم کلنجار می رفتم؛ چه کار کنم بهتر است؟ یک سال دیگر سرم توی کتاب باشد، درس بخوانم و دوباره کنکور بدهم یا کاری پیدا کنم و درآمدی داشته باشم؟ از طرفی پدرم مرتب بهم گیر میداد که پسر جان برای چه علاف و بی کار میگردی؟ برو یک کاری برای خودت دست و پا کن! ما در اندیمشک زندگی میکردیم؛ شهری که تازه آباد شده و رونق گرفته بود. اما کوچک و محدود و به مراتب کار پیدا کردن در آن مشکل بود. با این حال، جنالیں بار برای استخدام به کارگاهها و شرکتهای مختلف مراجعه کردم و...
- صفحه اصلی
- جستجو پیشرفته
- حساب من
- ناشران همکار
- کتاب فروشی ها
- درباره ما
-
اينترنتي
- اقتصاد،مديريت،كسب و كار
- ساير موضوعات
- ادبي،نقد،شعر
- دين،عرفان،فلسفه
- علوم اجتماعي و جامعه شناسي
- آشپزي و سفره آرايي
- حقوق و قانون
- نوجوان
- هنر
- آموزشي،اداري
- كودكان و نوجوانان
- داستان و رمان
- روانشناسي
- علوم سياسي
- تاريخ،جغرافيا،سفرنامه،زندگي نامه
- تازه ها
- ورزشي
- كودكان و نوجوانان-گروه سني الف (قبل از دبستان)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ب (اول ،دوم،سوم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ج (چهارم و پنجم)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني د (دوره راهنمايي)
- كودكان و نوجوانان-گروه سني ه (دوره دبيرستان)
- بازي،اسباب بازي،سرگرمي
- كتاب گويا
- علم،دانش،تكنولوژي
- پزشكي
- پرفروش ها(كودك و نوجوان)
- زبان اصلي(اورجينال)
- در حال به روزرساني
- داستان و رمان ايراني
- داستان و رمان خارجي
- سينما و تئاتر
- معماري
- عكاسي،گرافيك،طراحي
- موسيقي
- خانواده و تربيتي
- ديني
- شعر
- پرفروش ها(بزرگسال)
0 نظر