کتاب کاپوزی : داستانخوانهای ایرانی کمحوصلهاند و خیلی تند میخواهند سر و ته یک کتاب را هم بیاورند. حتی بارها سر این موضوع بحث کردیم که چرا بعضیها به محض خریدن رمانی که مدتها منتظرش بودهاند اول صفحه آخرش را میخوانند تا بدانند آخر قصه چه میشود و بعد میروند سراغ صفحه اول!... چکیده: نادر و شکوفه و رضا و رحیم شب در ایوان ویلا نشستهاند و خیلی دمغاند. همسر رضا از آلمان تماس میگیرد و رضا با حال و روزی نه چندان درست جوابش را میدهد. نادر که حال رضا را خوش نمیبیند از او میخواهد با ماشین نادر بروند قدری پرسه بزنن و...
0 نظر