تخفیف ویژه!
کد شناسه :67205

زيباترين قصه هاي دنيا(1)هزار و يك شب

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب زيباترين قصه هاي دنيا(1)هزار و يك شب : بخشي از كتاب: ?يك روز كه سلطان از اسب‌سواري باز مي‌گشت، متوجه شد همسرش در تدارك توطئه‌اي براي نابودي اوست. سلطان ويران شده بود. قلبش شكسته بود، اما به جاي ناراحتي، خشم سراسر وجودش را فرا گرفت و ملكه و هم دستانش را در همان جا به هلاكت رساند. او با خود عهد كرد: «اگر اين زن توانسته مرا ناكام كند، پس نبايد به هيچ زني اعتماد كرد. ديگر هرگز عاشق نمي‌شوم.» آنچه سلطان دل‌شكسته در آينده انجام داد، هولناك‌ترين كارها در طول تاريخ بود. وي، هر بعدازظهر با زني متفاوت ازدواج مي‌كرد، تنها به اين خاطر كه صبح روز بعد جانش را بگيرد. امپراتوري‌اش زير حكومت خوف‌ناكش در هم فرو ريخت. والدين، دخترانشان را براي دوري از ازدواج اجباري با سلطان، پنهان كرده بودند. دوشيزگان از كشور گريختند. نوزادان دختر به جاي شادي اندوه نصيبشان مي‌شد، چرا كه هيچ كس از زمان پايان يافتن حكم آزار دهنده‌ي سلطان آگاه نبود. تا اينكه صبح يك روز، بانويي بسيار زيبا به نام شهرزاد به پدرش گفت: «مي‌خواهم داوطلب عروس بعدي سلطان باشم.» و...