تخفیف ویژه!
کد شناسه :64303

قول

450,000 ریال

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
موجود نیست

کتاب قول : صبح زود راه افتادیم. نزدیک سحر برای اینکه شاید کمی خواب به چشمانم بیاید، دو قرص خواب آور خورده بودم و بنابراین، وقتی حرکت کردیم، منگ بودم. خورشید مدتی پیش درآمده بود ولی هوا هنوز واقعاً روشن نبود. یک گوشة آسمان مثل فلز برق می زد. اما دیگر همه جا پر از ابرهای سنگین و تنبل و آبستن برف بود. زمستان به ظاهر خیال ترک کردن این قسمت کشور را نداشت. کوه ها دور شهر حلقه زده بودند ولى شکوه و عظمتی نداشتند. بیشتر شکل کُپه های خاک بودند، مثل اینکه کسی آنجا قبر پهناوری کنده باشد. خود شهر "کور" سنگی و خاکستری فام و مانند کشتزاری بود که از آن ساختمان های عظیم دولتی روییده باشد. باورم نمی شد که این ناحیه سرزمین تاکستان هاست. سعی کردیم به قلب شهر که یادگار قرون وسطاست برسیم. اما با آن اتومبیل بزرگ به بیراهه افتادیم و در کوچه های بن بست و خیابان های یک طرفه گیر کردیم و...