کتاب من پیش از تو : بخشی از کتاب: وقتی از حمام بیرون میآید، زن هم بیدار شده است، به بالش تکیه داده و کتابچهی راهنمای مسافرت کنار تختخوابش را ورق میزند. یکی از بلوزهای مرد را پوشیده و موهای بلندش طوی بهم ریخته که ناخودآگاه شب گذشته را بهذهن میآورد. مرد همانجا میایستد و با حوله موهایش را خشک میکند، سرخوش از یادآوری خاطرات است. زن سرش را از کتابچه بلند میکند و لب ور میچیند. شاید سنش برای اینکار کمی زیاد باشد، ولی مدت نه چندان طولانی آشنایی این فرصت را به زن میدهد که خود را کمی لوس کند. -حتماً باید کاری انجام بدهی که به کوهنوردی مربوط شود، یا حتماً باید توی درههای تنگ و باریک بچرخی؟ اولین تعطیلات درست و حسابی ماست. واقعاً کدام مسافرت است که میتوانی از شر لباس خلاص شوی و هم... وانمود میکند چندشش شده است. بعد ادامه میدهد: -هم پشم گوسفند بپوشی. کتابچه را پایین تخت خواب میاندازد و ...
0 نظر