تخفیف ویژه!
کد شناسه :56923

رني كه در قسمت اشياي گمشده پيدا شد

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

داستان تلاش چند جوان براي كار كردن در حيطه ي ادبيات و هنر است. داستان تلاش ها رفاقت ها عشق ها. رويابين بودند و جهان زير پايشان بود چشمان شان بيقرار آينده در جهاني كه جاي امني نبود. به يكديگر پناه بردند تا جنگ با زندگي را نبازند. اما جهان قوي تر بود و بي رحم تر. درهم شكستن حلقه ي اتحاد چند جوان خوش خيال برايش هيچ كاري نداشت. زندگي مي تواند همه چيز را از تو بگيرد و در مقابل هيچ چيزي ندهد اين هميشه يادت باشد. داستان زني كه در قسمت اشياي گمشده پيدا شد از همين جاها آغاز شد. مثل كسي كه چشم بسته هم سوراخ و سنبه هاي خانه اش را بلد است تمام پيچ و واپيچ هاي آن دريا را بلد بودم. شناكنان از بين دلفين هاي صورتي گذشتم از تنگناي آن سنگ سفيد ليز و صيقلي رد شدم و به خانه رسيدم خانه اي زير آب. همه ي شما روي صندلي هايتان روزنامه به دست نشسته بوديد و با لبخندي از سر مهرباني و آسودگي خاطر برايم دست تكان مي داديد. در آب غوطه ور بودم شمرده شمرده نفس مي كشيدم و مي دانستم اين همان پاياني است كه هميشه در انتظارش بودم. (از متن كتاب)