کتاب حاضر برگ دیگری از جستجوگری های دراز دامن در باب شناخت و نحوه تلقی صوفیان از «عشق» است که نگارنده آن تلاش دارد با به کار گیری «نظریه استعاره شناختی» شبکه ها و سامانه های استعاری خرد و کلان عشق را در ذهنیت عرفایی چون خواجه احمد غزالی، عین القضات و ... ترسیم کند و چگونگی ادراک ایشان از این مفهوم را تحلیل و تبیین نماید. در فصل نخست این اثر به منظور فراهم ساختن چشم انداز و پیش زمینه ای از نظریه استعاره شناختی ، چارچوب نظری تبیین شده ، فصل دوم به بررسی «عشق» و «محبت» در آثار عرفانی منثور از قرن دوم تا هشتم هجری اختصاص یافته و در فصل سوم نظام های استعاری عشق در پنج متن سوانح العشاق، تمهیدات ، عبهر العاشقین، لوایح و لمعات بررسی شده است.
0 نظر