تخفیف ویژه!
کد شناسه :56023

گلوگاه

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
موجود نیست

ما منتظر بوديم. انتظار مثل عضوي از خانواده ي ما مرئي و نامرئي در كنار ما بود. با ما زندگي مي كرد، با ما نفس مي كشيد، رشد مي كرد و نيمه هاي شب با ما به خواب مي رفت و صبح به محض بازكردن پلك هايم بيدار مي شد. انتظار چون افعي آرامي روي دمش حلقه شده بود و دائم در گوشه ي خانه، چشم چشم ما مي دوخت و زهر نفسش را به جان ما مي ريخت. بي خبري، خوش خبري نبود. بي خبري، بي خبري بود به معناي واقعي كلمه توام با دلشوره و با زهري مسموم كه ذره ذره آن را مزه مزه مي كرديم