تخفیف ویژه!
کد شناسه :54872

بيمارستان كه ترس ندارد

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب بيمارستان كه ترس ندارد : بخشي از كتاب- داشتيم فوتبال بازي مي‌كرديم و نتيجه مساوي بود. دويدم و توپ را محكم شوت كردم ولي خوردم به دروازه‌بان! تايگر داد كشيد، گل! برنده شديم! داد كشيدم: آخ! مامان با من آمد. دستش را گرفتم چون انگار كمي ترسيده بود. وقتي به بيمارستان رسيدم، مرا با تخت به داخل بردند. پرستار با دستگاهي كه به آن گوشي مي‌گفتند به صداي قلبم گوش كرد و...