تخفیف ویژه!
کد شناسه :90458

بي خيال

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

كتاب بي خيال - مادربزرگ پاتريك مرده بود. يكي از دوستان مادرش گفته بود كه او به بهشت رفته، اما پاتريك چون زمان دفن آن جا بود خوب مي دانست كه او را توي يك جعبه ي چوبي گذاسته اند و بعد جعبه را توي يك گودال جا داده اند. بهشت جاي ديگري بود و آن زن دروغ گفته بود، مگر آن كه اين كار هم مثل فرستادن يك بسته ي پستي باشد. مادربزرگ را كه توي جعبه گذاشته بودند، مادرش خيلي گريه كرده بود و به پاتريك گفته بود كه به خاطر مادربزرگ خودش اين كار را مي كند. ولي اين كه احمقانه بود، چون مادر بزرگ خودش هنوز زنده بود و فقط لازم بود با قطار بروند و او را ببينند كه خسته كننده ترين كار روي زمين بود و...