تخفیف ویژه!
کد شناسه :73134

جنگ پيرمرد 4-قصه زويي

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
موجود نیست

كتاب جنگ پيرمرد 4-قصه زويي : بخشي از كتاب: تبلت پدرم را بالا گرفتم و همراه با دو هزار نفر آدم ديگر آن‌جا مشغول شمارش معكوس شدم. (پنج! چهار! سه! دو! يك!) بعد همه?جا ساكت شد، چون توجه همه- جداً همه، تك‌به‌تك آدم‌هاي آن‌جا-به نمايشگرهايي جلب شد كه در تالار اجتماعات ماژلان نصب بود. صفحه‌نمايش‌ها كه آسمان پرستاره را نشان مي‌دادند سياه و خالي بودند. همه نفس‌شان را حبس كردند و منتظر ماندند كه ببينند بعدش چه مي‌شود. دنيايي آبي و سبز جلو چشم همه ظاهر شد. بعد همه زد به سرمان. چون اين‌جا دنياي ما بود. روآنوك... خانه‌ي جديد ما. ما اولين مردمي بوديم كه آن‌جا فرود مي‌آمديم، اولين مردمي بوديم كه آن‌جا اقامت مي‌كرديم، اولين مردمي بوديم كه زندگي‌مان را در آن‌جا مي‌گذرانديم و...