تخفیف ویژه!
کد شناسه :54431

غم

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

مرد گفت: «ما مثل بقيه ي شهرها هستيم، جز اين كه ما بي نقص هستيم. نارضايتي ما را فقط كمال مي تواند مهار كند. ما به دختري احتياج داريم كه ماشين كرايه دهد. يكي بايد پشت پيشخان بايستد.» سسيليا تهديد كرد:« من زندگي اي را خواب مي بينم كه شماها ازش حسابي وحشت داريد.» مرد دست سسيليا را چسبيد. گفت : « تو مال ماميي. تو همان دختري هستي كه مال ما است و ماشين كرايه مي دهد. آدم باش. كاري هم ازت برنمي آيد.» سسيليا گفت : «خواهيم ديد.»