هزارو يك شب(جلد سخت-دو جلدي-چرم-قابدار-وزيري)

هزارو يك شب(جلد سخت-دو جلدي-چرم-قابدار-وزيري)
  • شابک : 9789642758456
  • نام کتاب : هزارو يك شبR(دو جلدي-چرم-قابدار-وزيري)پارميس
  • ناشر : پارميس
  • نوبت چاپ : 1
  • مولف : عبدالطيف طسوجي
  • قطع : وزيري
  • نوع جلد : گالينگور
  • تعداد کل صفحات : 1750
  • خلاصه كتاب : کتاب هزارو يك شب(جلد سخت-دو جلدي-چرم-قابدار) : بخشي از کتاب: ?حکايت مي کنند يکي از ملوک آل سامان، سلطان جزاير هند و چين بود و دو پسر دلير و دانشمند داشت: يکي را شهرباز و ديگري را شاه زمان مي‌گفتند. شهرباز که برادر مهتر (بزرگتر) بود به داد و دليري جهان بگرفت و شاه زمان پادشاهي سمرقند داشت و هردو بيست سال در مقر سلطنت خود به شادي گذاشتند. پس از آن شهرباز آرزوي ديدار برادر کرده وزير خود را به احضار او فرمان داد. وزير رفت و پيغام بگزارد. شاه زمان همان روز خرگاه بيرون فرستاد، و روز ديگر مملکت به وزير برادر سپرد. از شهر بيرون شد در لشکرگاه فرود آمد شبانگاه يادش آمد گوهري گران مايه که به هديه برادر برگزيده بود برجاي مانده، با دو تن از خاصان به شهر بازگشت و به قصر اندر شد. خاتون را ديد که با غلامکي زنگي در آغوش يکديگر خفته‌اند ستاره به چشم اندرش تيره شد. در حال تيغ بر کشيده هردو را بکشت و به لشکرگاه بازگشت. بامدادان کوس رحيل بزدند. همه روز شاه زمان از اين حادثه اندوهگين مي‌رفت تا به دارالملک برادر رسيد. شهرباز به ملاقات او شتافت و به ديدارش شاد گشته از هر سوي سخن مي‌راند. ولي شاه زمان کردار غلام و خاتون از خاطر دور نمي‌رفت و پيوسته محزون و خاموش بود. شهرباز گمان کرد که خاموشي و حزن او به سبب دوري وطن و پيوندان است، زبان از گفتار در کشيد و به حال خويشش گذاشت. پس از چند روز گفت: اي برادر چون است تنت نزار و گونه‌ات زرد مي‌شود؟ و...